محمد مهدى ملايرى
393
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
قدرت . و بدان كه انباشتن شكم از خورشها مستى آرد ، و خواب زياد مستى آرد ، و افزونى جهل مستى آرد ، و بالا گرفتن اندوه مستى آرد ، و عادت بدمستى آرد . و گفت : كسى كه خرد نداشته باشد سلطنت بر عزت وى نيفزايد ، و كسى كه قناعت نداشته باشد مال بر بىنيازى وى نيفزايد . آدمى خردى است مجسم در صورتى ، كسى كه خرد از وى دور گردد و صورت باقى ماند انسان كامل نيست . او پيكرهاى را ماند كه روح ندارد . از او پرسيدند : آنچه بيش از همه آدمى را بىنياز سازد چيست ؟ گفت : پاكى نفس و در دست داشتن زمام آن . پرسيدند : پادشاه را چهگونه هيبتى براى سلطنتش سودمندتر و براى رعيتش عام النفعتر است ؟ گفت : هيبت دادگرى و پرهيزكارى ، و رفع فساد تبهكاران و اهل شك و ريبت . گفتند : آيا براى پادشاهان خوشبختى سودمندتر است يا خرد ؟ گفت : خوشبختى هميشه با خرد همراه است جز آنكه آثار آن با دلائل آشكار گردد . پرسيدند : چگونه مردمى براى پادشاهى شايستهترند ؟ گفت : آن كس كه بهبودى حال مردم را بيشتر خواهد و به تدبير امور داناتر باشد . گفتند : پس از آن ؟
--> - يكى است براى هماهنگى با متن عربى آورده شده است . در متن عربى اولى شراب و دومى خمر آمده كه آن دو هم از لحاظ مصداق تقريبا يكى هستند . در عربى شراب به معنى مطلق آشاميدنى و به معنى شربت هم استعمال مىشود ، و به خصوص در حال حاضر كه در معنى اخير بيشتر به كار مىرود ، ولى اين معنى در اينجا مناسب به نظر نمىرسد ، و به علاوه در همين قطعه كمى پيش از اين عبارت شراب در معنى نوشيدنى مستكننده به كار رفته .